جدا حق با کیه ؟ ... نمی تونم سر کلاف این سئوالمو پیدا کنم ؟
شاید چون خودم همیشه نقش مسافر رو داشتم نمی تونم حقو به راننده تاکسی ها بدم ... شایدم واقعا حق با من و اوناییه که هر روز مجبورن دو نوبت با تاکسی رفت و آمد کنن ... یا برعکس ... شاید حق با راننده ای که از صبح تا شب مجبوره توی ترافیک همه ساعته این شهر بزرگ - که ماها طاقت 2 ساعت صبح و بعد از ظهرش رو نداریم – با چند لیتر بنزین محدود سهمیه بندی شده ، مسیرهای تکراری و گاهی غیر تکراری و شلوغ و کوتاه و یا شایدم بلند رو هی گز کنه ... واقعا نمی دونم
حرفم دریاره اون راننده تاکسی هایی است که تا تقی به توقی می خوره جلوی صفهای دراز مسافران خسته در انتظار تاکسی ، زود دستهاشونو می کنن تو جیباشون و صداهاشون هم بلند که آی "دربست" ...
خدائیش نمی تونم احساسم رو پنهان کنم آخه واقعا حرصم از دستشون در می آد ... البته منظورم فقط راننده تاکسی ها ست ، اونایی که یه خط نارنجی از وسط ماشینشون عبور کرده ... آخه آدم از شخصی ها که نمی تونه انتظار داشته باشه و به قول معروف بر اونها حرجی نیست ... اگرچه که اونها هم از این آب گل آلود به خوبی دارن ماهی می گیرن ...
توی بعضی از مسیرها ، همین که هوا رو به تاریکی می ره و ترافیک اون مسیر هم زیاد می شه دیگه رسما همشون قطار جلوی چشم ما پارک می کنن و دیگه حتی زحمت گفتن دربست رو هم به خودشون نمی دن ... اگه دربست بخوره به طورشون که فبها وگرنه هیچی از دست نمی دن ، چون جدا کرایه 4 نفر مسافر هزینه بنزین و استهلاک ماشین رو توی اون ترافیک جبران نمی کنه ... حالا باز به استهلاک ماشین ، استهلاک زانوان بیچاره که هی باید با کلاج و ترمز بازی کنن دیگه واقعا جبران ناپذیره ...
همه راننده ها هم بعد از قضیه بنزین متحدالقول می گن : بنزین
اما من خوب به خاطر دارم که قبل از سهمیه بندی بنزین هم وضع به همین منوال بود و حالا فقط شدتش کمی بیشتر شده ... اون موقع ها اما یادم نمی آد دقیقا چی می گفتن شاید مثلا : ترافیک
خلاصه که وضعیتی داریم با این جریان ... برای مثال بدون اغراق دارم می گم ، دو سه ماه پیش مسیر حداکثر 10 دقیقه ای صبح رو بعد از ظهر 90 دقیقه تو راه بودم ، البته 45 دقیقه تو صف ، 45 دقیقه تو تاکسی ! تازه اکثر اون صف طولانی رو بازم بدون اغراق می گم ماشینهای شخصی ای ما رو سوار کردن که مسیرشون همون سمت بود ...
با این همه دیشب که بازم توی همچین مخمصه ای گیر افتاده بودم و البته با آمدن یه مینی بوس عده کثیری نجات پیدا کردیم ، ذهنم شدیدا درگیر این موضوع شده بود که آخه پس حق با کیه ؟ با من مسافر درب و داغون خسته از سرکار اومده یا با راننده درگیر با هزینه بنزین و دود و دوم ترافیک و استهلاک ماشین ؟ ... ولی به نتیجه ای نرسیدم ...