هدیه صبحگاهی
می بینید چطور سورپرایز شدیم با این هدیه صبحگاهی خداوند !
با اون زمستون گرم که تا آخرش حسرت یه برف و بارون درست حسابی به دلمون موند شک نداشتم که خدا غضب کرده ... گفتم حتما خیلی بد شدیم که اینطور داره رحمتش رو دریغ می کنه از ما ... ولی حالا ... به نظرم خدا داره ارفاق می کنه بهمون ... شاید هنوز امید داره که آدمهای بهتری بشیم ... یا شاید هم بهتر شدیم ... کسی چه می دونه ...
در هر صورت خدا جان من که خیلی خیلی متشکرم ![]()
محض اطلاع خودم در آینده : صبح بهاری ۲۵ فرودین ۸۸ که امروز باشه بارش برف همه رو غافلگیر کرد .
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۰۱/۲۵ ساعت 10:8 توسط مریم
|