حس بهار حسابی منو گرفته ...  بعد از ظهرها ، وقتی از سرکار دارم می رم خونه اونقدر هوا خوبه و طبیعت قشنگه ، که اصلا دلم نمی خواد برم تو خونه بشینم ! ... دلم می خواد برم پارک ، سینما ، با دوستهام قرار بذارم و بریم همون پاتوق همیشگی دوران مجردی ! ... چقدر من اونجا رو دوست دارم ... عجیب یاد دوران گذشته افتادم ، بچه های دانشگاه ... چه دوران خوبی رو پشت سر گذاشتم ... یادش به خیر ... خیلی دلم هوای اون زمان رو کرده ، به خصوص این روزها ... عجیبه که هر فصلی از طبیعت منو یاد یکی از دورانهای خاطره انگیز زندگی ام می اندازه ... مثلا فصل بهار همیشه منو یاد دانشگاه و دوستهام می اندازه ، چون تنها دلخوشی من بعد از اتمام تعطیلات خوش نوروزی ، برگشتن به دانشگاه و دیدن بچه ها بود و باعث می شد که کمتر احساس دلگرفتگی بکنم ... واقعا یادش به خیر ....

 

و اما از اهداف کوتاه مدت امسال بگم که :

برای امسال من دوتا هدف جدی دارم که به امید خدا باید انجام بدم . یکی ادامه تحصیل در مقطع ارشد و دیگری فعلا یه رازه ! اولویت با کارشناسی ارشده ... بدجوری ذهنمو مشغول کرده ... بعد از لیسانس این امکان رو نداشتم که ادامه تحصیل بدم ، با اینکه خیلی خیلی دوست داشتم ... یکبار هم تصمیم گرفتم و شروع کردم ، اما همون اول راه ول کردم ، برای همین عهد کردم بعد از ازدواج در اولین فرصت شروع کنم و این اولین فرصت من هست ... باید خیلی تلاش کنم ، چون تصمیم دارم دانشگاه سراسری اونهم همین تهران قبول بشم ... من و همسرم با هم یه سالن مطالعه شبانه روزی پیدا کردیم ( آخه همسرم هم به طور جدی به فکر ادامه تحصیله و این یه امتیاز بزرگ برای هر دومون هست ) ...

نمی دونم چرا توی رشته ما تعداد درسهایی که توی آزمون ارشد می آد ، اینقدر زیاده ... آخه انصاف نیست ... بعضی رشته ها تعداد درس هاشون به تعداد انگشتهای یه دست هم نمی رسه و اونوقت مال ما برو بالای چهار دست !  ... حقیقتش اینه که خدا رو شکر من مشکلی با فهم دروس و حل تست ندارم ، منظورم اینه که می دونم اگه وقت کافی بذارم به خوبی از پسش بر می آم ؛ اما اونچه که منو نگران می کنه اینه که من زمان کافی اصلا ندارم ... از طرفی به شدت تصیم دارم همین امسال قبول شم ... حالا نمی دونم باید چه کرد ؟ ... تنها چاره ام اینه که بتونم از ساعتهای خوابم بزنم که البته این کار برای من خیلی سخت و مشقت انگیزه ( آخه من به خمره خواب معروفم ، به راحتی می تونم ، همش بخوابم و تازه باز هم احساس کمبود خواب داشته باشم ! ... ) و این علت اصلی نگرانی منه ... خدا خودش کمکم کنه ...

کلاس زبان رو فعلا مجبورم بذارم کنار ... گرچه خیلی بده ، اما خوب به هر سه تا کار نمی رسم ، هم ارشد ، هم زبان و هم اون رازه ...

 

امیدوارم امسال سال خوبی برای همه باشه ...

خدایا شکرت