<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>واژه ها</title>
<link>https://feelwiththewords.blogfa.com</link>
<description>افسوس که چاره ای نیست جز گنجاندن احساس در حصار لغات </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 27 Feb 2010 08:31:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>من چه میدانستم ...</title>
<link>https://feelwiththewords.blogfa.com/post/113</link>
<description>من چه می دانستم هیبت باد زمستانی هست !</description>
<pubDate>Sat, 27 Feb 2010 08:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>feelwiththewords</dc:creator>
<guid>feelwiththewords.blogfa.com/post/113</guid>
</item>
<item>
<title>یه پست سراسر شکایت </title>
<link>https://feelwiththewords.blogfa.com/post/112</link>
<description>نمی دونم چند نفر *این پست منو خوندند ! اگه نظر اون موقع من روی محور X جهت مثبت هاش بوده باشه ، الان روی محور X جهت منفی هاست . و یا برعکس !!! اونقدر رنگ و رخسارم زرد و زشته که هر کس از صبح منو دیده می گه چته . خودم اعصاب ندارم صبح اول وقت هم این نگهبان به من گیر داده که چرا وقتی اسمتو می نویسی ساعت جلوش نمی زنی ! این در حالیه که ما کارت ساعت زنی داریم ولی باید اسممون رو جلوی در ورودی هم بنویسیم ! می گه تو کارت ساعت زنی احتمال تقلب هست ولی توی این دفتر نیست</description>
<pubDate>Tue, 23 Feb 2010 05:02:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>feelwiththewords</dc:creator>
<guid>feelwiththewords.blogfa.com/post/112</guid>
</item>
<item>
<title>سفر آبعلی و اضافاتش </title>
<link>https://feelwiththewords.blogfa.com/post/111</link>
<description>عالی بود ! جای همه شما خالی خیلی خوش گذشت . دست مدیرعاملمون و آقای &quot;ا&quot; (الف را با کسره بخوانید) درد نکنه . به نظرم بهتر از این نمی شد برنامه ریزی کرد . البته تمام کارها رو آقای &quot;ا&quot; انجام داد ولی همین که مدیرعامل علی رغم مخالفت بعضی از مدیران بدخواه موافقت کرد دستش درد نکنه . نکته مهم و بارزش هم این بود که از بهترینها برای ما فراهم شده بود و همه اش هم به خاطر طبع بلند آقای &quot;ا&quot; هستش که به قولی گدا صفتی تو ذاتش نیست .</description>
<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 13:10:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>feelwiththewords</dc:creator>
<guid>feelwiththewords.blogfa.com/post/111</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://feelwiththewords.blogfa.com/post/110</link>
<description>بعد از مدتها نوشتن واقعا سخته ... مثل الان که من نمی دونم واقعا چی میتونم بنویسم ؟ اون رستورانی که چندی پیش در موردش گفتم اینه رستوران ایتالیایی ژوانی هم برخورد پرسنلش عالیه هم غذاهاش . تنها ایرادی که داره شلوغیشه . یعنی هر وقت که بری باید یه کم منتظر بمونی تا جای نشستن پیدا کنی . وسط هفته این مدت زمان انتظار به 15 الی 20 دقیقه می رسه ولی آخر هفته به یک الی یک ساعت و نیم ! دوشنبه از طرف اداره داریم می ریم آبعلی .</description>
<pubDate>Sat, 06 Feb 2010 05:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>feelwiththewords</dc:creator>
<guid>feelwiththewords.blogfa.com/post/110</guid>
</item>
<item>
<title>دلتنگی </title>
<link>https://feelwiththewords.blogfa.com/post/109</link>
<description>احساس می کنم دلم برای همه دوستای وبلاگیم تنگ شده ! ببخشید که فرصت نمی کنم بهتون سر بزنم . بعدا شاید مبسوط توضیح دادم !</description>
<pubDate>Sun, 24 Jan 2010 14:50:20 +0330</pubDate>
<dc:creator>feelwiththewords</dc:creator>
<guid>feelwiththewords.blogfa.com/post/109</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://feelwiththewords.blogfa.com/post/107</link>
<description>یه کم حالم خوب نبود ! الان ولی بهترم خدا رو شکر با این همه وقتی ذهنم مثل یک بچه نافرمان می خواد به موضوعات ممنوعه فکر کنه، یک آب نبات می دم دستش تا حواسشو پرت کنم . به همین راحتی ! ولی خیلی بهترم خدا رو شکر ! آهان راستی خبرای جدید رو دارید ؟ به سلامتی و میمنت ما هم رفتیم جز خوشه سه ای ها یعنی همون پولدارها ... دیگه به منتها درجه آرزوی کودکیمان که همانا پوادار شدن بود رسیدیم و دیگه آرزویی نمونده خدا رو شکر جز یه چند مورد پیش پا افتاده که اصلا مهم نیست ...</description>
<pubDate>Sat, 23 Jan 2010 15:49:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>feelwiththewords</dc:creator>
<guid>feelwiththewords.blogfa.com/post/107</guid>
</item>
<item>
<title>از همه جا </title>
<link>https://feelwiththewords.blogfa.com/post/106</link>
<description>کاش می شد حرفهایی رو که می خوام بزنم اول خوب خیسشون می کردم تا بعد درست و حسابی موقع نوشتن پخته شن ! از فریبا وفی رویای تبت رو خوندم . همین دیشب تمام شد . قشنگ بود ولی یک جورهایی نثرش آدمو افسرده می کرد . به خصوص وقتی می گفت : &quot;بلند شیوا ! می خواهم حرف بزنم &quot; می دونید آخرش هم نفهمیدم شیوا الان کجا بود که خواهرش اونطور حرف می زد . من که همه اش حس می کردم زیرخروارها خاک مدفون شده و قلبم می گرفت . البته خیلی شانسی این کتاب رو گرفتم و اصلا فریبا وفی رو نمی</description>
<pubDate>Mon, 04 Jan 2010 11:33:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>feelwiththewords</dc:creator>
<guid>feelwiththewords.blogfa.com/post/106</guid>
</item>
<item>
<title>مریم آشپزباشی</title>
<link>https://feelwiththewords.blogfa.com/post/105</link>
<description>حالم خوب بود ها ... ولی یکدفعه نمی دونم چم شد ! آهان آهان فهمیدم تقصیره این همکارمه ... خیلی پیله است و خیلی اعصاب و روان منو به هم میریزه ... همین الانم که دارم مینویسم درباره اش ابروهام رفته تو هم ! ... وقتی در مورد یه چیزی پیله میکنه و حرف می زنه تمام کله مبارک و محتویاتش رو پیاده می کنه ... جالبه که عادت کرده در حالیکه من بهش هیچ توجهی نمی کنم باهام حرف می زنه ... یعنی اینکه من تمام رخ به سمت مانیتورم هستم و چهارچشمی توی اینترنت می پلکم مثلا ، بعد اون</description>
<pubDate>Wed, 30 Dec 2009 06:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>feelwiththewords</dc:creator>
<guid>feelwiththewords.blogfa.com/post/105</guid>
</item>
<item>
<title>همچون نسیمی که نوید بخش ِ ...</title>
<link>https://feelwiththewords.blogfa.com/post/104</link>
<description>کشته اینم که قبل از گرفتن حقوق فیش حقوقیم رو ببینم . مثل الان . نه اینکه هر ماه قراره اتفاق خاصی بیافته یا فیش حقوقی هر ماه ممکنه مبلغ اضافی ای داشته باشه و من با دیدنش متعجب بشم . اما دیدن فیش قبل از گرفتن و خوردن و تموم کردن حقوق لذت داره . مثل نسیمی می مونه که نوید بخش ِ... نوید بخش ِ ... جدی نسیم نوید بخش ِ چیه ؟ همون ! یعنی آدم امید داره که به زودی حسابش پر پول خواهد شد .آخه هر ماه یکی دو هفته بعد از حقوق فیش می رسه دستمون .</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 10:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>feelwiththewords</dc:creator>
<guid>feelwiththewords.blogfa.com/post/104</guid>
</item>
<item>
<title>انگشت و اثراتش </title>
<link>https://feelwiththewords.blogfa.com/post/103</link>
<description>یعنی اگه من خودم این کار رو نکرده بودم می رفتم یقه هر کی که این کار رو کرده می گرفتم و حسابش رو می رسیدم ! خیر سرم به عنوان کارشناس از ما نظر خواستند . که بریم بررسی کنیم ببینم کدوم دستگاه بهتره ... دستگاه کارت ساعت زنی کارتی یا اثر انگشتی ... ما که از همون اول عین ندید بدید ها عاشق این اثر انگشتی ها بودیم ... فکر میکردیم کلاسش بالاتره ... اما چون گرونتر بود کمی دو دل بودیم (نیست می خواستم پولشو از جیب خودم بدم ) بعد که بیشتر تحقیق کردیم دیدیم که بابا این</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 06:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>feelwiththewords</dc:creator>
<guid>feelwiththewords.blogfa.com/post/103</guid>
</item>
</channel>
</rss>
